زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

همیشه مسافر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

عشق من برای " تـــــــــو "

یک سفر است !!

شروع شده برای همیشه

و هرگز پایان نمی‌یابد ...

 


 
 
ذکر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

احتیاجی به تسبیح نیست

دستانت را که به من بدهی

با انگشتانت

ذکر “دوست داشتن” می‌دهم !...

 


 
 
بُوی جَنت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

رَد این عطر را

می‌گیرم و می‌آیم ،

یا به " تـــــــــو " می‌رسم ..

یا سر از بهشت در می‌آورم !...

 


 
 
خانه خودت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

به دلم نشسته‌ای‌‌

ولی دو زانو !!

مُعَذَّب نباش ،

برو عقب قشنگ تکیه بده

پاهایت را دراز کن ،

این دل فقط جای توست ...

 


 
 
بهار من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٦
 

بــــهـار می‌تواند ؛

نــام زیبای " تـــــــــو " باشد

وقتی که

در همهمه‌یِ سبزِ دلــم

دوستت دارم‌هایت

شکوفه می‌زنند ...

 


 
 
خواسته دل
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٦
 

آدم برفی هم که باشی

دلت می‌خواهد کسی در آغوشت بگیرد

دلت می خواهد یک نفر کنارت باشد

تا گرمت کند، تا آرامت کند ..

مهم نیست آب شدن، نیست شدن

مهم آن آرامش است

حتی برای چند لحظه ...

 


 
 
روز پدر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٦
 

تقدیم به پدری که ندارمش ..

.

.

شانس دیدنت را هر روز ندارم ،

ولی دوستت دارم ..

وقتی دلم هوایت را میکند،

حق شنیدن صدایت را ندارم ،

ولی دوستت دارم ..

وقت‌هایی که روحم درد دارد و می‌شکند ،

شانه‌هایت را برای ایستادن کم دارم ،

ولی دوستت دارم ..

وقت دلتنگی‌هایم ،

آغوشت را برای آرام شدن کم دارم ،

ولی دوستت دارم ..

آری همه وجودمی ، ولی هیچ جای زندگیم ندارمت

و میان تمام نداشتن‌ها

باز هم با تمام وجودم دوستت دارم ..

و روزت مبارک باد پدر عزیزم ...

شادی روح پدران آسمانی صلوات

 


 
 
بهار من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳٩٦
 

به گنجشک‌های ایوان میگویم :

کمی گُل و صد روز بهار

این همه قیل و قال ندارد

آنها هنوز " تـــــــــو "  را ندیده‌اند ...

 


 
 
جنس خلقت تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥
 

هر بار " تـــــــــو " را می‌بینم

دلـــــم

باران بی چتر

می‌خواهد

فکر می‌کنم ،

خدا " تـــــــــو " را 

از آتش آفریده ...

 


 
 
بهشت من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥
 

هیچ‌ وقت " تـــــــــو " را ترک نمی‌کنم

حتی اگر

توی این دنیا نباشم !

بانوی من

هر وقت

به دوست داشتن فکر می‌کنم

ابدیت

و تمامی شب‌ها

با نام " تـــــــــو "

بر سینه‌ام

سنجاق می‌شود.

می‌دانی؟

می‌دانی از وقتی دلبسته‌ات شدم

همه جا بوی پرتقال

و لبانت

طعم اَنار بهشت می‌دهد؟...

 


 
 
امید
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥
 

" تـــــــــو "

فردایی

همان که قرار است

بخاطرش زنده بمانم ...

 


 
 
گُل عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥
 

نامت را که می‌برم

در گلدان صدایم

نیلوفری وا می‌شود

تا در عطر سادۀ عشق

رؤیایی در من تعبیر شود ...

 


 
 
جستجوگر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٥
 

به " تـــــــــو " که میرســم

مکـــث می‌کنـــم

انگـــــار در زیباییــــت‌

چیـــزی را جــا گذاشتـه‌ام

مثـــــلاً

در صــــدایت

آرامــــــش 

در چشـــــم‌هایت زندگــــــی

و ...

 


 
 
عطر همه گلها
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥
 

یاس‌ها عطرشان را از بوی تن تو به عاریت می‌گیرند ،

شبنم، گل واژه اشک‌های توست ..

ای شقایق دشتستان صبوری ؛

ای نرگس عشق ؛

تو شمیم گل محمدی و رایحه گل نسترنی ..

مـــــــــــادر ،

تو از همه گل‌ها زیباتر و از همه آنها خوش بوتری ،

در سالروز یاد تو ،

عطر همه گل‌های شکفته نثار وجودت ...

 



 
 
دروغ مصلحتی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٥
 

من عاشق زمستانم

عاشق اینکه ببینمت در زمستان

آرام راه می‌روی که سُر نخوری

گونه‌هایت از سرما سرخ شده

و سَر خود را در یقه‌ات فرو کرده‌ای

دست‌هایت در جیبت به هم مچاله شده

معصومانه به زمین خیره‌ای

چقدر دوست داشتنی شده‌ای

حرفم را پس می‌گیرم، دروغ گفتم !!

من عاشق زمستان نیستم ،

عــاشــق تـُــــوام ...

 


 
 
عاشق فصل تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٥
 

من نه اهل بارانم

نه بــاد

نه عاشق زمستان ،

نه تابستان

من هوایی را دوست دارم که

متبرک باشد به نفس‌های " تـــــــــو " ...

 


 
 
اصرار عاشقی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اسفند ۱۳٩٥
 

هر روز عاشقانه‌تر می‌نویسم

تا همه تب کنند

در حسرت داشتن معشوقی

شبیه " تـــــــــو " ...

 


 
 
پرواز ققنوس ها
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ بهمن ۱۳٩٥
 

گاهى سکوت مى‌آموزد

بودن همیشه در فریاد نیســت

اسطـــوره شدن یعنى 

در عین دوست داشتن، بروی ..

رفتن آن هنگام که شعله در شعله می‌پیچد

و نگاه‌های ملتمسانه دست‌های تو را فریاد می‌زنند

دست‌هایی که بی کُمکش ،

روزهای گُداختهمان نمی‌گذرد

زُلال دستهای مهربانت ،

راز آرامش لحظه‌هایی است که شعله‌ورند و عصیانگر 

دُورد بر تو، ای آرامش بخش لحظه‌های التهاب ،

ای آتش نشان شجاع شهر من 

دُورد، دُرود، دُرود، ...

 

 

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه‌

بعضی از مردم جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند. (سوره بقره 207)


 
 
بوی ناب عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٥
 

این عطر را

که به تنت می‌زنی

موسیقی آرامی است

با امضای خاص " تـــــــــو "

که جَعلَش محال است

عطر وجودت همه وجودم ...

 


 
 
شمارش
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ دی ۱۳٩٥
 

تسبیح نیستم

امـــــا !

نفسم را

به شماره انداخته است

شوق دست‌های " تـــــــــو " ...

 


 
 
خنده تـــــــــو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ دی ۱۳٩٥
 

" تـــــــــو " بـخـنـــــــــد

من قول می‌دهـــــــــم

تمام درختان پاییـــــــــــــزی

به احترام لبخنـــــــدت

شکوفه دهنـــد ...

 


 
 
هیچکاره
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ دی ۱۳٩٥
 

امــــروز

حرف‌هایم آنقدر شیرین است

که فکر میکنم

در دهان من

تو لب وا کرده‌ای !...

 


 
 
مخاطب
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ دی ۱۳٩٥
 

بـــــرایِ دلِ  مــــــن ..

همیشـــــه " تـــــــــو " خواهــــی مانـــــد ..

و بـــدان همیشه ..

مخاطـــــبِ تمــــــامِ نوشته‌هایـــــم

" تـــــــــو " خواهــــی بود ...

 


 
 
عشق بی تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ دی ۱۳٩٥
 

تمام خوبی ” عشق  ”

به اینست که وقتی " تـــــــــو " نیستی

خواب از گلوی چشمانم پایین نرود

لبخند بر لبانم جاری نشود و

دستانم مدام بهانه‌ی " تـــــــــو " را بگیرند !...

 


 
 
چشمهایت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ دی ۱۳٩٥
 

دم چشمهایت گرم

با آن دوستت‌دارم‌های عاشقانه‌اش !!

از زیر زبانت که نمی‌توان حرفی کشید !...

 


 
 
سرود ملی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٥
 

اگر پادشاه بودم

شک نکن

صدای 

خنده‌ات را

سرود ملی می‌کردم ...

 


 
 
همه فن حریف
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٥
 

همیشه

بماڹ کنار دِلَم

مَڹ غِیر اَز اینها که میِ‌نویسَم

نَوازِش هَم بَلَدَم  …

 


 
 
دلیل
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٥
 

هیچ میدانی

که بی روی تو

آرامم نیست ...

 


 
 
حوّا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٥
 

عشق

یعنی طوری نگاهت می‌کنم

که انگار

تنها آدم دنیا هستی ...

 


 
 
نوبرانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ آبان ۱۳٩٥
 

پاییز شده

و خرمالوهای لبانت گل انداخته ؛

مرا به نوبرانه‌ای گس مهمان کن !...

 


 
 
عطر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٥
 

در میان گل‌ها

عطر یادت را می‌بویم ..

آسمانی‌تر از آنی

که به نوشتن درآیی ...!

 


 
 
باور قلبی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٥
 

کسی که باورت داره

یه قدم جلوتر از کسی است که دوستت داره

پس بیشتر از اینکه دوستت داشته باشم ،

باورت دارم ..

از طلوع عشق تا غروب سرنوشت

و از غوغای زندگی تا سکوت مرگ

دوستت دارمــ...

 


 
 
معلم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥
 

می‌گویند “ تنهایی ”

چیزهای زیادی را

به آدم می‌آموزد

اما " تـــــــــو " هیچگاه نرو ،

بگذار من چیزی ندانم  …!

 


 
 
هوای هم رو داشتن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٥
 

قلب من و " تـــــــــو "

یکی است ..

حقیقت من و " تـــــــــو "

یکی است ..

حس من و " تـــــــــو "

یکی است ..

و راز ماندگاری عشقمان

همین اعتماد میان من و توست

نه کندوکاو در رازهای یکدیگر ...

 


 
 
معنای زندگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٥
 

زندگی یعنی

همین که تو باشی

و من دیوانه‌وار دوستت بدارم ...

 


 
 
آغاز عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٥
 

میﺗﺮﺳﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ

ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ شک ﮐﻨﺪ

ﮐﻪ ﺁﻏﺎﺯِ ﻋﺸﻖ

ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ ﺑﻮﺩﻩ ﯾـﺎ ﺍﺯ ﻣـــﺎ !!...
 


 
 
نسیم دل
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٥
 

اگر نسیمی شانه‌هایت را نوازش کرد ؛

بدان هوای دل من است

که به یادت می‌وزد ..

کلافه کرده‌ای مرا ؛

چرا همیشه لبخندهایت ؛

از نوشته‌های من ، زیباتر است ؟!...

 


 
 
ماندن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ امرداد ۱۳٩٥
 

هیچگاه به بی " تـــــــــو " بودن

عادت نخواهم کرد ..

یا بمان ..

یا ..

یا ندارد ،

فقط بمان ...!!!

 


 
 
بهانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥
 

بهانه هم اگر می‌گیری

بهانه‌ی مــرا بـگیــر !

من تمام خواستن را وجب کرده‌ام

هیچکس ..

هیچکس به اندازه‌ی من

عاشق " تـــــــــو "

و بهانه‌هایت نیست …!

 


 
 
رویش
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥
 

زیبای من

ستاره‌های کلامت را

در لحظه‌های سکوت عاشقی

بر من ببار ..

بر من ببار

تا بِرویم بَهاروار ...

 


 
 
سهم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٥
 

مـــــــرا

در آغوشت بگیر

زیرا تنها آغوش تو

در این دنیا سهم من است ...

 


 
 
یادگاری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٥
 

راحت باش

میخ را بردار

و عکست را

به دیوار قلبم بکوب

اینجا فقط خانه توست ...

 


 
 
فرصت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٥
 

آغوشی باش

به اندازه تمام اشتباهاتمان ،

بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود ..

فقط نگاه باشد و نفس

زندگی ‌آنقدر دوام نمی‌آورد !!

همین حالا هم دیر است ...

 


 
 
عاشقی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ خرداد ۱۳٩٥
 

آنگونه عاشقم

که حرمت مجنون را احساس می‌کنم

آنگونه عاشقم

که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم

آنگونه عاشقم

که هر نفسم شعر است

زیبای من

چشم تو شعر ،

چشم تو شاعر است

من دزد شعرهای چشم تو هستم ...

 


 
 
بی همتا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٥
 

تمام دنیا را گشته‌ام

کنار " تـــــــــو "

امـــــــــــــا ،

دنیای دیگری است  ...

 


 
 
باغبان
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

گویند باغبان عمری طولانی دارد

چون با گل سر و کار دارد

ولی من عمر طولانی تر از باغبان دارم

چــــــــــــونـــــــــــ

همسری زیباتر از گل دارم ...

 

http://up.98love.ir/up/mamadzar/Pictures/love-for-wife.jpg


 
 
ادعای کذب
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٥
 

چگونه دم از تنهایی توانم زد

وقتی که لحظه لحظه عمرم

آکنده از عطر حضور توست ؟!

نه ! من تنها نیستم !

این تنهایی من است

که تنهاست !...

 


 
 
تولد امید
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥
 

زمانی که خداوند

" تـــــــــو " را می‌سرشت ..

من مثل امشب بی قرار بودم

ولی باز چشم از " تـــــــــو " بر نگرفتم

لبخند که زدی

برآمدگی گونه‌هایت ،

امید رفته را باز گرداند ...

 

تولدت مبارک عزیزم 


 
 
سال نو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٤
 

نوروز پیام آور مهر است

که مرا وا می‌دارد

تنها به خاطر " تـــــــــو "

دوست داشتن را یاد بگیرم

و تبسم شیرین عشق

گوشه‌ای از نگاه خداست ،

پس در آستانه سال نو

تنها به نگاه او می‌سپارمت !!...

 

 

سال نو مبارک


 
 
پَـــری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٤
 

در حیاطِ خلوت دل

 به هر طرف که می‌چرخم ..

 می‌خورم به شانه

   " تـــــــــو "

 این خانه پری دارد !...

 


 
 
عاشقتم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٤
 

حسادت یا خساست ..؟!!

اسمش را هر چه می‌خواهی بگذار

من می‌خواهم

            " تـــــــــو "

فـــقـطـ عــزیز دل من باشی ..!.

 


 
 
زندان
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٤
 

دوستت دارم

و پنهان کردن آسمان ،

پشت میله‌های قفس ،

آسان نیست ...

 


 
 
دستور زبان
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٤
 

" تـــــــــو "

دوم شخصِ مفرد نیست  !

همه‌ی زندگیِ " من " است ...

 


 
 
صَرف فعل
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٤
 

زیبای من کنار حوصله‌ام بنشین

بنشین و مرا به شَطِ غزل بنشان

بنشان مرا به منظره‌ی عشق

بنشان مرا به منظره‌ی باران

بنشان مرا به منظره‌ی رویش

من سبز می‌شوم ...

 


 
 
اتفاق زیبا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٤
 

زیباترین اتفاق صبح

اون لحظه‌ای است ،

که چشم باز می‌کنم

و بین تاریکی و روشنایی ،

حضورت را حس می‌کنم ..

آهسته دستانت را لمس می‌کنم ،

سپس نفسی می‌کشم و با خودم می‌گویم :

بیشتر از همه دنیا دوستت دارم و عاشقتم ...

 


 
 
مادر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٥
 

نمی‌توانم کلامی در موردش بنویسم

و عــاجـــزم ..

فقط از خداوند

برایش بالاتر از بهشت را می‌خواهم ..

خُــــدایـــــــــــــا

بالاتر از بهشت هم داری ؟

برای زیر پای مــــــــادرم می‌خواهم ...

 

روزت مبارک باد مادر


 
 
تیتر خبر زندگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٤
 

آغوشـت ،

می‌تواند قشنگ‌ترین

سر خط خبرها باشد !!

وقتی " تـــــــــو " می‌توانی

قشنگ‌ترین تیتر زندگی من باشی ...

دونفره لب دریا


 
 
کُــوکــــــ
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩٤
 

انگار

نبض جهان را

در دست می‌گیرم ..

وقتی هر صبح

با صدای قلبی که

برای من کوک کرده‌ای

بیدار می‌شوم ...

 


 
 
ماهی قرمز
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٤
 

می‌شود

" تـــــــــو "

 ماهی قرمز باشی و

 " مــــــن "

 تُنگ بلور ؟!...

 


 
 
خواستن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٤
 

در خاطری که ” تویـــی

دیگران فراموشند ،

بگذار دَرِ گوشت بگویم

می‌خواهــمــــــت 

این خلاصه‌ی ،

تمام حرف‌های عاشقــــانه دنـــیاست

 

عکس عاشقانه , عکس عاشقانه 94 , عکس عاشقانه دو نفری


 
 
یاد تو ...
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٤
 

برای " تـــــــــو "

شعر می‌نویسم 

اما هیچ وقت باران نمی‌گذارد

شعرم تمام شود ..

همیشه " تـــــــــو "

را که می‌نویسم

باران می‌آید ..

هر روز و هر لحظه خیالم خیس است

از باران مهربانی " تـــــــــو " ...

 


 
 
توقع کم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ بهمن ۱۳٩٤
 

من از تمام آسمان ،

یک باران می‌خواهم ..

از تمام زمین یک خیابان را

و از تمام 

" تـــــــــو "

یک دست که قفل شود

در دست من ...

 


 
 
تفاوت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٤
 

کل دنیا هم بگویند دوستم دارند

فایده ندارد

 اما دوستت‌دارم‌های

" تـــــــــو "

چه غوغایی می‌کند !!

روحم را تازه می‌کند ...

 


 
 
باد
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٤
 

اگر موهایت نبود

باد را

چگونه نقاشی می‌کردم !؟...

 


 
 
تمام اوقات
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳٩٤
 

صحبت از دیروز و امروز و فردا نیست ..

صحبت از توست ،

        و

" تـــــــــو "

 یعنی همیشه ...

 

  


 
 
الهه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳٩٤
 

به رسم شیدایی

می‌خـــوانــمتــــــــ

بگذار همه بدانند ،

هنوز الهه عشقی هست ...

 


 
 
عشق یعنی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٤
 

عشق یعنی خاطرات بی غبار

                    دفتری از شعر و از عطر بهار

عشق یعنی یک تمنا ، یک نیاز

                    زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی چشم خیس مست او

                    زیر باران دست من در دست او

 

 


 
 
تقویم دل
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٤
 

تقویم دل من

نسبتی با تقویم‌های جهان ندارد ..

میانِ برگ‌ریزان خزان ،

وسط چله‌ی زمستان هم ،

می‌بینی نوشته‌اند بهار !

آن لحظه که " تـــــــــو "

خندیدی ...

 


 
 
مختصر و مفید
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٤
 

میخواهمت ..

این خلاصه‌ی

تمام حرف‌های عاشقانه دنیاست ...

 


 
 
گهواره
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٤
 

مرا جای خودم بگذار

خودت را جای گهواره

و آغوشی تسلی‌بخش 

کنارم باش همواره ...

 


 
 
آدمیت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٤
 

حَــــــــــوّا ؛

که " تـــــــــو " باشی ..

بوی سیب همه جا را می‌گیرد

توقع نداشته باش آدم باشم ...

 


 
 
غریق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٤
 

دریا که آغوش " تـــــــــو " باشد

من شــناگری میشوم مُبتدی  !

مـــــرا رهــــا کــن

بـُـگذار غَرق شَوم

در این دریــای پـُـر احســاس ...

 


 
 
راز فصل ها
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ مهر ۱۳٩٤
 

پــاییـــز ؛

آهنگ رنگ رنگ موهایت ..

تـابـستـان ؛

التهاب سرخ لبانت ..

زمـستــان ؛

سپیدی شانه‌های برفی‌ات . .

و بـهـار ؛

قــرار با اطلسی‌ها

در مـردمـک چشمان تـوسـت ...

 


 
 
هوای تنفس
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٤
 

نـمــی‌دانــــــــــــمــ...

چرا وقتی دلمـــ هوایتــــ را می‌کند.

نفس کشیدن فراموشمـــ می‌شود.

انــگـار دلمـــ تاب هوای دیگری را ندارد ...

 


 
 
قهوه قجری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤
 

قهــــوه‌ی چشــــــــمات

به رنــــــگ قـــــهوه‌هــــای قجــــــــری است

می‌شود کمـــــی در فنجانم حل شــــــــوی

تــــــــا فنجــــــــــانم

رنگــــــ چشــــــــمانت را به خود بگیـــــرد !...

 


 
 
احساس نفس
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٤
 

" تـــــــــو "

سکوت میان کلامم هستی

دیده نمیشوی

ولی من تو را احساس می‌کنم .. 

" تـــــــــو " 

هیاهوی میان قلبم هستی

شنیده نمیشوی

ولی من تو را نفس می‌کشم ...

 


 
 
خورشید من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٤
 

گــــــــرمــــــــــــا

یعنی نفس‌های " تـــــــــو "

دست‌های " تـــــــــو "

آغـــــــوش " تـــــــــو "

من به خورشید ایمان ندارم …

 


 
 
آرزو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٤
 

خُـــدایــــــــــــــا ؛

از عشق امـروزمـان ؛

بــرای فـردایمان چیزی باقی بگذار ..

حتی اگر به اندازه‌ی یک لـبـخـنـــد باشد

تا به یـاد داشته باشیم ،

که روزی عـــــاشــق بـودیـم ...

 


 
 
انعکاس بوسه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٤
 

صدای یک بوسه

به بلندای صدای گلوله‌ی توپ نیست ..

امــــــــــــا

انعکاس آن

مدت زیادی باقی خواهد ماند ...

 


 
 
نذر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

تمام خنده‌هایم را نذر کرده‌ام

تا " تـــــــــو "

همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

عطر دست‌هایت،

دلتنگی‌ام را به باد می‌سپارد ...

 


 
 
روز مادر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤
 

زبان قاصر است از گفتن

از ابراز کردن

یادش بخیر

چه ایامی بود

آن اوقاتی که همه چیز رنگ دیگری داشت

اما دیگر رنگی ندارد

اما تــــــــــو

همان خوش رنگ دیروزی

که هر روز پُر رنگ‌تر می‌شوی

و آنگاه است که با احساست

جان می‌گیرم

و به زندگی خود رنگ می‌دهم

مــــــادر .....

دوستت دارم ...

 


 
 
جز تـــــــــو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٤
 

بودنت را دوست می‌دارم

وقتی پنجه در کمرم حلقه میکنی

و

به آغوشت سفت مرا می‌فشاری

وادارم میکنی که به هیچکس فکر نکنم

جز " تـــــــــو "

 


 
 
رقیب
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۳
 

هیچ رقیبی ندارم

جز آیینه

که هر روز تو را نگاه می‌کند

او را هم شکست خواهم داد !...

 


 
 
گل شمعدانی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۳
 

من را

شمعدانی‌ئی بدان

در گلدانی کوچک

که بیشتر از آب و آفتاب

به تو نیاز دارد ...

 


 
 
هوای بی تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳
 

هوایت که به سرم می‌زند

دیگر در هیچ هوایی

نمی‌توانم نفس بکشم

عجب نفس‌گیر است

هوای بی تو ...

 


 
 
جهان بی تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳
 

نه نیازی به زلزله هست ،

نه نیازی به سونامی ..

همین که تو نیستی ،

همین که تو نمی‌خندی ..

بلاهای بزرگی هستند

که جهانم را با خاک یکی کرده‌اند !...

 


 
 
سرگردان
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۳
 

کدام خیابان را بگردم ؟

کدام کوچه را ؟

بر کوبه‌ی کدام در بکوبم

تا بر چارچوبش ظاهر شوی؟

و بازم به آغوشم بگیری

تا بدانی که چه به روزگارم آورده است

روزگار بی تـُـــ ــــ ـــ ـــو بـودن !...

 


 
 
کار نشدنی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳
 

دلتنگت می‌شوم

و چشمانم را روی هم می‌گذارم

بلکه یادت را فراموش کنم

تو بگو دلکم

مگر می‌شود یک دنیا را فراموش کرد ...

 


 
 
صبوری و دلتنگی من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ دی ۱۳٩۳
 

خـــــــدایـــــــــــــــــــــا

مـــــــــــن صـــبــــــورم

امـــــــــــــــا

دلتنگی مــــــــــن

چه می‌داند صبوری چیست ؟!...

 


 
 
نوشتن من و خواندن تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ آذر ۱۳٩۳
 

می‌نویسم عشق

بخوان قلب

می‌نویسم عشق

بخوان نفس

می‌نویسم عشق

بخوان روح

می‌نویسم " تـــــــــو "

بخوان من

می‌نویسم ما

بخوان عشق ...


 
 
امید
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۳
 

به کجا می‌نگری ؟

زندگی ثانیه‌ای است ..

وسعت ثانیه را می‌فهمی ؟

هیچکس تنها نیست !

ما خدا را داریم …

 


 
 
زندگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۳
 

می‌گویند هر سن و سالی که داشته باشی

اگر کسی نباشد

که با یادش

چشمانت

از شادی یا غم پُر اشک شود

هرگز زندگی نکرده‌ای

و من این روزها

زندگی می‌کنم...

 


 
 
نفس تنگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۳
 

مرا که می بوسی نفسم میگیرد ،

بوسه هایت را کش بده ،

من این نفس تنگی را

دوســتــــ دارمـــ...

 


 
 
متن اصلی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳
 

" تـــــــــو " متن اصلی هستی

و باقی زیبایی ها

ترجمه ای نارسا

به زبان های دیگر است...

 

http://up.98love.ir/up/98love/Pictures/love/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF_(8).jpg


 
 
قبلـه‌گـاه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
 

درست وسـط پیشانـی‌ات

‌می‌شـود قبلـه‌گـاه لب‌هـای مـن

بـوسه‌هـایـم را همان جـا حوالـه می کنـم...

 


 
 
ماهی و دریا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۳
 

ماهی همیشه تشنه ام

در زُلال لطف بیکران  " تـــــــــو "

می برد مرا به هر کجا که میل اوست

موج دیدگان مهربان  " تـــــــــو "

زیر بال مرغکان خنده‌هایت...



 


 
 
فُنداسیون دل
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳
 

خانه دلم را بر بلندای چهار ستون ساخته ام ،

نه ، اشتباه گفتم ... اصلاح می کنم ،

 " تـــــــــو " چهار ستون دلم را پی ریزی کرده ای ،

با وجودت ، عشقت ، نگاهت ، آغوشت ..

خانه محقر من با " تـــــــــو " قصر است

و بی " تـــــــــو " خاک ،

خاک دلم را با نگاهت ، جان ده تا افلاک...

 


 
 
قله عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳
 

قله قـــاف که سهـــل است ،

من قـــله کــاف و لام و مــیم و نــــون و واو

را هم بخـاطرت فـــــتح می کنم ..

امـــا " تـــــــــو " هـــم

نـگاهـــت را از مــن نــگیــــــــر...


 
 
مومیایی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۳
 

من این عشق را ..

هر روز تجدید می کنم

و رَدپای " تـــــــــو "

بر تخت سینه دلم را

مـــــومـــــیـــــــــایــــــــی...


 
 
حسادت یا خساست
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۳
 

حسادت یا خساست ؟

اسمش را هر چه می خواهی بگذار ،

من می خواهم

" تـــــــــو "

فقط عزیز دل من باشی !...

 

دوست داشتن روح عشق مجموعه آثار 13