زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

دلخوری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ مهر ۱۳٩٦
 

گاهی نمی‌شود

دست از دوست داشتنت برداشت

حتی

وقتی ازت دلخورم !...

 


 
 
دلیل دوست داشتن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٦
 

آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده‌ای

که دیگر حتی نمی‌توانم

مضمون تازه‌ای پیدا کنم

حالا حق میدهی

 در نوشتههایم

 به همین سادگی بگویم

 " دوستت دارم " ...

 


 
 
محروم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٦
 

"تـــــــــو"

در کنارِ خودت نیستی و نمی‌دانی

در کنار "تـــــــــو" بودن

چه حالی دارد ...

 


 
 
تعریف ساده عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٦
 

عشق

همین خنده‌های ساده توست

وقتی بـا تمـام غصه‌هایت میخنـدی

تـا من از تمـام غصه‌هایـم رهــا شوم ...

 


 
 
چشم هایت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٦
 

چشمانت را

پر از بهانه‌ی زیستن خواهم کرد

با شکوفه‌های تک درخت خانه‌ام

در هر بهار

و برایت خواهم گفت

که یقین

راه درازی است

و گــاه

به کوتاهی یک آه ...     ناهید عباسی

 


 
 
سکسکه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٦
 

سکسکه‌ام گرفته بود،

گفتم مــرا بترسان !

می‌خواست دستانم را رها کُند ؛

گفتم: بی انصاف، اینکار را نکن !!

نفسم بند میآید ...

 


 
 
فن آخر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٦
 

شُوری لب‌هایت

نمک گیرم کرد

دلِ من یارای شورش خیالت را ندارد ...

 


 
 
هوا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٦
 

"تـــــــــو"  که باشی،

بس است ..

مگر من جز “نفس” چه می‌خواهم ؟...

 


 
 
دنیای من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٦
 

می‌گویند: زندگیت را پایِ یک “نفر” نگذار

کاش می‌دانستند

که یک نفر نیستی !

"تـــــــــو"  یک “دنیایی ...

 


 
 
بیادت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ شهریور ۱۳٩٦
 

هرچند پرشین بلاگ نامرد است !!

ولی من هنوز می‌نویسم برایت !

همانند کودک نابینایی

که هر روز غذا می‌ریزد

برای ماهی مرده‌اش ...

 


 
 
دلیل سُخن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ شهریور ۱۳٩٦
 

صحبت از دیروز و امروز و فردا نیست ..

صحبت از توست

و "تـــــــــو" 

یعنی همیشه ...   

 



 
 
زندگی عاشقانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٦
 

بیا با هم هر روز عشق را زندگی کنیم

یادمان نرود طعم نگاه‌های ترمان.. 

بیا هر روز که بیدار می‌شویم ..

پنجره دل را بگشاییم 

فریاد بزنیم: 

ای عشق سلام!!!! 

روزت بخیر!!!! 

بیا اجازه ندهیم عادت بیاید توی روزگارمان 

جا خوش کند و بخندد همچنان به ما 

زندگی را تکرار نکنیم 

زندگی را زندگی کنیم بی بهانه!! 

هر صبح آغاز شویم دوباره عاشق شویم 

من عاشق "تـــــــــو"  باشم ..

"تـــــــــو"  عاشق من ..

بیا آبروی عشق باشیم...!!

 


 
 
غریق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٦
 

دریا که آغوش "تـــــــــو" باشد

من شــناگری میشوم مُبتدی  !

مـــــرا رهــــا کــن

بـُـگذار غَرق شَوم

در این دریــای پـُـر احســاس ...  

 


 
 
بهانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٦
 

من از قبل باخته بودم !!

“مچ انداختن”

بهانه‌ای بود ؛

برای گرفتن دوباره‌ی دست "تـــــــــو" 

 


 
 
سالروز تولدی دیگر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٦
 

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ‌ﺍﻡ

ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴانی ﺳﺎﺧﺘﻪام

ﮔﺎﻫــــــــﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ‌ﺍﻡ

ﮔﺎﻫــــــــــﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ؛ 

گاﻫـــــــــــﯽ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻩ‌ﺍﻡ !

ﮔﺎﻫـــــــــــــﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ،

ﮔﺎﻫـــــــــــــــﯽ ﺩﺭ ﺗﻨـــــــﻬﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩﻩ‌ﺍﻡ …!! 

ﺍﻣــــــــــــﺎ

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻤــــــــﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ ” ﺁﻣﻮﺧــﺘﻪ‌ﺍﻡ  “

ﺷﺎﯾﺪ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ، اﻣﺎ ﺻﺎﺩﻗﻢ ..

ﻣـــــــــــــﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ …!! 

ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ..  

خدایا تو را سپاس برای

سالی دیگر

فصلی دیگر

شروعی دیگر          

و اینکه در سالروز تولدم

پیراهن سفیدی هدیه میگیرم

که لکه‌ای از یار

بر آن هست ...

 


 
 
عشق زیبا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٦
 

چقدر زیباست این عشق ؛

محو تو شدن را

دوست دارم ...   

 


 
 
قهوه قجری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤
 

قهــــوه‌ی چشــــــــمات

به رنــــــگ قـــــهوه‌هــــای قجــــــــری است

می‌شود کمـــــی در فنجانم حل شــــــــوی

تــــــــا فنجــــــــــانم

رنگــــــ چشــــــــمانت را به خود بگیـــــرد !...

 


 
 
احساس نفس
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٤
 

" تـــــــــو "

سکوت میان کلامم هستی

دیده نمیشوی

ولی من تو را احساس می‌کنم .. 

" تـــــــــو " 

هیاهوی میان قلبم هستی

شنیده نمیشوی

ولی من تو را نفس می‌کشم ...

 


 
 
خورشید من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٤
 

گــــــــرمــــــــــــا

یعنی نفس‌های " تـــــــــو "

دست‌های " تـــــــــو "

آغـــــــوش " تـــــــــو "

من به خورشید ایمان ندارم …

 


 
 
آرزو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٤
 

خُـــدایــــــــــــــا ؛

از عشق امـروزمـان ؛

بــرای فـردایمان چیزی باقی بگذار ..

حتی اگر به اندازه‌ی یک لـبـخـنـــد باشد

تا به یـاد داشته باشیم ،

که روزی عـــــاشــق بـودیـم ...

 


 
 
انعکاس بوسه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٤
 

صدای یک بوسه

به بلندای صدای گلوله‌ی توپ نیست ..

امــــــــــــا

انعکاس آن

مدت زیادی باقی خواهد ماند ...

 


 
 
نذر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

تمام خنده‌هایم را نذر کرده‌ام

تا " تـــــــــو "

همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

عطر دست‌هایت،

دلتنگی‌ام را به باد می‌سپارد ...

 


 
 
روز مادر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤
 

زبان قاصر است از گفتن

از ابراز کردن

یادش بخیر

چه ایامی بود

آن اوقاتی که همه چیز رنگ دیگری داشت

اما دیگر رنگی ندارد

اما تــــــــــو

همان خوش رنگ دیروزی

که هر روز پُر رنگ‌تر می‌شوی

و آنگاه است که با احساست

جان می‌گیرم

و به زندگی خود رنگ می‌دهم

مــــــادر .....

دوستت دارم ...

 


 
 
جز تـــــــــو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٤
 

بودنت را دوست می‌دارم

وقتی پنجه در کمرم حلقه میکنی

و

به آغوشت سفت مرا می‌فشاری

وادارم میکنی که به هیچکس فکر نکنم

جز " تـــــــــو "

 


 
 
رقیب
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۳
 

هیچ رقیبی ندارم

جز آیینه

که هر روز تو را نگاه می‌کند

او را هم شکست خواهم داد !...

 


 
 
گل شمعدانی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۳
 

من را

شمعدانی‌ئی بدان

در گلدانی کوچک

که بیشتر از آب و آفتاب

به تو نیاز دارد ...

 


 
 
هوای بی تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳
 

هوایت که به سرم می‌زند

دیگر در هیچ هوایی

نمی‌توانم نفس بکشم

عجب نفس‌گیر است

هوای بی تو ...

 


 
 
جهان بی تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳
 

نه نیازی به زلزله هست ،

نه نیازی به سونامی ..

همین که تو نیستی ،

همین که تو نمی‌خندی ..

بلاهای بزرگی هستند

که جهانم را با خاک یکی کرده‌اند !...

 


 
 
سرگردان
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۳
 

کدام خیابان را بگردم ؟

کدام کوچه را ؟

بر کوبه‌ی کدام در بکوبم

تا بر چارچوبش ظاهر شوی؟

و بازم به آغوشم بگیری

تا بدانی که چه به روزگارم آورده است

روزگار بی تـُـــ ــــ ـــ ـــو بـودن !...

 


 
 
کار نشدنی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳
 

دلتنگت می‌شوم

و چشمانم را روی هم می‌گذارم

بلکه یادت را فراموش کنم

تو بگو دلکم

مگر می‌شود یک دنیا را فراموش کرد ...

 


 
 
صبوری و دلتنگی من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ دی ۱۳٩۳
 

خـــــــدایـــــــــــــــــــــا

مـــــــــــن صـــبــــــورم

امـــــــــــــــا

دلتنگی مــــــــــن

چه می‌داند صبوری چیست ؟!...

 


 
 
نوشتن من و خواندن تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ آذر ۱۳٩۳
 

می‌نویسم عشق

بخوان قلب

می‌نویسم عشق

بخوان نفس

می‌نویسم عشق

بخوان روح

می‌نویسم " تـــــــــو "

بخوان من

می‌نویسم ما

بخوان عشق ...


 
 
امید
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۳
 

به کجا می‌نگری ؟

زندگی ثانیه‌ای است ..

وسعت ثانیه را می‌فهمی ؟

هیچکس تنها نیست !

ما خدا را داریم …

 


 
 
زندگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۳
 

می‌گویند هر سن و سالی که داشته باشی

اگر کسی نباشد

که با یادش

چشمانت

از شادی یا غم پُر اشک شود

هرگز زندگی نکرده‌ای

و من این روزها

زندگی می‌کنم...

 


 
 
نفس تنگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۳
 

مرا که می بوسی نفسم میگیرد ،

بوسه هایت را کش بده ،

من این نفس تنگی را

دوســتــــ دارمـــ...

 


 
 
متن اصلی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳
 

" تـــــــــو " متن اصلی هستی

و باقی زیبایی ها

ترجمه ای نارسا

به زبان های دیگر است...

 

http://up.98love.ir/up/98love/Pictures/love/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF_(8).jpg


 
 
قبلـه‌گـاه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
 

درست وسـط پیشانـی‌ات

‌می‌شـود قبلـه‌گـاه لب‌هـای مـن

بـوسه‌هـایـم را همان جـا حوالـه می کنـم...

 


 
 
ماهی و دریا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۳
 

ماهی همیشه تشنه ام

در زُلال لطف بیکران  " تـــــــــو "

می برد مرا به هر کجا که میل اوست

موج دیدگان مهربان  " تـــــــــو "

زیر بال مرغکان خنده‌هایت...



 


 
 
فُنداسیون دل
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳
 

خانه دلم را بر بلندای چهار ستون ساخته ام ،

نه ، اشتباه گفتم ... اصلاح می کنم ،

 " تـــــــــو " چهار ستون دلم را پی ریزی کرده ای ،

با وجودت ، عشقت ، نگاهت ، آغوشت ..

خانه محقر من با " تـــــــــو " قصر است

و بی " تـــــــــو " خاک ،

خاک دلم را با نگاهت ، جان ده تا افلاک...

 


 
 
قله عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳
 

قله قـــاف که سهـــل است ،

من قـــله کــاف و لام و مــیم و نــــون و واو

را هم بخـاطرت فـــــتح می کنم ..

امـــا " تـــــــــو " هـــم

نـگاهـــت را از مــن نــگیــــــــر...


 
 
مومیایی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۳
 

من این عشق را ..

هر روز تجدید می کنم

و رَدپای " تـــــــــو "

بر تخت سینه دلم را

مـــــومـــــیـــــــــایــــــــی...


 
 
حسادت یا خساست
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۳
 

حسادت یا خساست ؟

اسمش را هر چه می خواهی بگذار ،

من می خواهم

" تـــــــــو "

فقط عزیز دل من باشی !...

 

دوست داشتن روح عشق مجموعه آثار 13


 
 
قلب من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳
 

ایــن قلبــ مـنــمــ

بــــرایــــ

" تـــــــــو " ...

 


 
 
هوای نفس کشیدن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ امرداد ۱۳٩۳
 

می خواهم آنقدر بُــــو بکشم

 " تـــــــــو " را

که ریه هایم پُــر شود از عَطر تَنت..

که هوا داشته باشم برای نفس کشیدنم..

وقتی کنارم نیستی...

 


 
 
سقف آسمان
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳
 

خیلی که دلتنگ میشوم

به آسمان نگاه میکنم !

دلم قرص میشود

که " تـــــــــو " هم زیر همین سقفی...

 


 
 
تابستان برفی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩۳
 

تا " تـــــــــو " هستی

که دستانم را بگیری ،

آرزو میکنم هر روز زمین بخورم !

کاش تابستانها هم برفی بود !...

 


 
 
از خودم نوشتن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۳
 

خسته ام...

از " تـــــــــو " نوشتن...!

کمی از خودم می نویسم

این "منم" که ،

دوستت دارم...

 


 
 
چشمان شاعر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳
 

در ســــتایش چشــــمهایــت

شــعری نمی توان گفت

تنــها بــاید

تماشـــا کــرد..

مســت شد..

رهــا شد...

 


 
 
گندم زار عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۳
 

دلم ،

یک مزرعه مى خواهد

یک " تـــــــــو "

یک “ مــــن ”

و گندم زارى طلایى رنگ

که هوایش

آکنده با عطر نفسهاى تو باشد...

 


 
 
حس یواشکی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩۳
 

توی دلم یک دوست داشتن “ ناب ” دارم ،

از همان هایی که نه گفته می شوند

و نه شنیده می شوند ،

فقط و فقط ..

آرام و یواشکی “ حس ” می شوند...

 


 
 
پرستش لحظه های عاشقانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ تیر ۱۳٩۳
 

و من

چه عاشقانه می پرستم

تمام آن لحظه هایی را

که به نام می خوانمت

و " تـــــــــو "

با جانم گفتن هایت

مرا بیخود می کنی از خودمــ...

 


 
 
بوسه خیال
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩۳
 

تقدیری را زندگی می کنم

که بوسه های دور " تـــــــــو "

بر پیشانی خیال من

نوشته است !...

 


 
 
قاصدک عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۳
 

یک....

قاصدکی آمد ،

خبری از " تـــــــــو " نداشت ،

پرپرش کردم تا عبرتی باشد ،

برای قاصدک های بعدی...

 

 


 
 
آمدن عاشقانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۳
 

آن روز صبح که آمدی

صبحم به خیر شد 

" تـــــــــو " فقط باش

لطفاً روزهای زندگی ام را به خیر کن !...

 


 
 
دلنشین
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳
 

هیچ میدانی

 آنقدر دوست داشتنى هستى ،

که ایستاده هم

به دل مى نشینى...


 
 
قاب تصویر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ خرداد ۱۳٩۳
 

" تـــــــــو "

گرانمایه ترین تصویری ،

من اگر قاب " تـــــــــو " باشم

برایم کافیست !...


تصویر استیکر طرح LOVE 1


 
 
ب و ن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

من به غیر از " تـــــــــو " نخواهم، چه بدانی چه ندانی

از درت روی نــــتـــــــــابــــــــــــــم، چه بخوانی چه برانی

دل مــن میــــل " تـــــــــو " دارد، چه بجویی چه نجویی

دیده ام جــای " تـــــــــو " باشد، چه بمانی چه نمانی...

 

عکس نوشته زیبا


 
 
شمارش لحظه ها
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

ساعت بهانه است

وقتی لحظه ها را می شود ،

در چشمهای ” تــــــــو شمرد..

هر بار که نگاهت را می دزدی !

نگران یک غنچه می شوم ،

که همه بهار را

بین دست های ” تــــــــو می روید..

تاب تماشای خزانش ،

در من نیست...

 


 
 
جاذبه آغوش
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

وقتی مرا در آغوش میگیری

چنان جاذبه آغوشت به

جاذبه زمین غلبه می کند

که روحم به پرواز درمی آید…

 

UP.VBIran


 
 
پدرم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

با تو، باران بهاری‏ام را پایانی نیست

و بی‏ تو، پرنده‏ای آشیان گم‏کرده در جاده‏های پاییزم.

تو که هستی، پنجره، با بال‏هایی گشوده از آفتاب، باغچه را مرور می‏کند.

پدر، ای بهار من! من از تبار سبز توام؛ با بدرقه دعای همیشگی­ات..

پدر، ای مهربان نامهربانی ها

تو، معنای تمام تلاش هایی

و گرمای زندگی با وجود تو طراوت می یابد..

پدرم، با تمام وجودم و با لغاتی محدود

بی نهایت بودنت را فریاد می زنم

پدر، دوستت دارم...

  


 
 
علی می آید و ...
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

امشب در آسمان غوغاست و فرشتگان بین زمین و آسمان در رفت و آمد،

و فضا، آغشته به عطر بهشتی و گلهای سرخ محمدی است.

امشب همه جا غرق نور و صفاست و مرکز نور از عرش به کعبه آمده،

و این خانه مرکز ارتعاش نور الهی شده و ملائک نیز به دور کعبه در حال طواف..

و ناگهان صدای هلهله ی شادی فرشتگان و ملائک همه جا طنین می افکند،

درختان غزل، پیراهنی از تصنیف می پوشند،

و چهره پروانه‏های احساس، گل می اندازد و بوی عشق همه جا را متبرک می کند.

 و اینگونه علی آمد، از اعلی آمد تا آب زلال و پاک الهی برکویر تشنه عدالت، برزمین بارور شود.

و علی آمد تا سرچشمه هدایت، ولایت، سعادت انسان در زمین شکل بگیرد، جاری شود.

و علی آمد تا عدالت بیاید، مهر، محبت بیاید و مظلومان تاریخ جان بگویند، جان بگیرند...

 

 

ولادت امیرالمومنین، یعسوب الدین حضرت علی علیه السلام بر همگان مبارک باد


 
 
یک جرعه خدا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

 ” تــــــــو را

در طبیعت بکر چون یاس

و در افکارم از احساس

در انزوای تنهایی بی حد

 ” تــــــــو را

در شبانه لبخند

تا صبح دور

و به اندازه یک جرعه خدا

دوست می دارمــ...

 


 
 
ادامه دنیا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

دنــیـــا ادامــــه لــبـخـنـد تــــوســتــ..

کــه تــــا آخــــریــــن لـــبــخـنـد مــــن کـــش مــــی آیــــد ؛

 ” تــــــــو لــب بـــــر مــی چــیـنــــی

و مـــنــ..

جـــایی مـــیـــان آســـمـــان و زمـــیـــنــ..

مـعـلق می شــــومــ...

 


 
 
سراب
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

من به سراب ها دل نمی بندم....

وقتی حقیقی ترین آرامشم ” تــــــــو هستی..

نه دلخوش می شوم به بودن های فریبنده..

نه دوستت دارم های دروغین خامم می کند..

چون ” تــــــــو را دارم...

 


 
 
بلا تکلیفی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

نزدیکت میشوم بوی دریا می آید

دور که میشوم صدای باران

بگو تکلیفم با چشمانم چیست؟

لنگر بیندازم و عاشقی کنم ،

یا چتر بردارم و دلبری کنم؟...

 

عکس های رمانتیک و زیبای بارانی  - www.jazzaab.ir


 
 
بهشت قرضی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

” تــــــــو را سفید می نویسم

که ازدحام تمام رنگ هاست

و عاشقانه می خوانم

عشقی که حاصل جمع تمام عاطفه هاست !

دلم کمی از بهشت می خواهد ،

چند لحظه آغوشت را قرض میدهی ؟؟؟...

 

عکس عاشقانه


 
 
ضربان زندگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

صدای گام های ” تــــــــو

ضربان زندگی من است

با من راه بیا ،

هنوز تشنه زنده بودنمــ...

 

فن رفع دلخوری بین همسران


 
 
قلب یک نفره
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

این را بدان !

قلبم

مثل قبرم ،

فقط جای یک نفره ...!

و اون متعلق به کسی نیست ،

جز ، ” تــــــــو  ...

 

قلب عاشقانه-


 
 
تنها خواسته
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

 ” تــــــــو  

که بـاشــی بـس اســـت..

مگــر مـــن جـــز ” نَــفَــس ”

چــه می خـواهـــمـــ...؟

 


 
 
سالگرد ازدواج
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

پا بر شانه هایم بگذار ،

روی به آسمان بگیر ،

چلچراغ عشق را

از تارک آسمان بچین ،

و نورانی کن جاده دلدادگی را...

 

 

بمناسبت دوم اردیبهشت عزیز ، سالگرد ازدواجمان


 
 
روز مادر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳
 

زن اگر " پرنده " آفریده می شد ؛ حتماً " طاووس " بود..

اگر " حیوان " آفریده می شد ؛ حتماً " آهو " بود..

او " انسان " آفریده شد که ؛

" خواهر " باشد..

" مادر " ...

و ....

 " عشق "  ...

 

 

قلب روز مادر بر همه مادران سرزمینم و مادران شهداء مبارک باد قلب


 
 
باور
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۳
 

چگونه بفرستم " باورم " را

برای ” تــــــــو  

تا باور کنی

از یاد بردنت کار من نیست...

 


 
 
بافنده
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢
 

پشت شعرهایم

قالیچه می بافی

بــــــــانــــــــــو

دستهای ظریفت را

رج به رج

روی واژه هایم بکش...

 

وقتی دست مرا را عـــــــــاشقانه می گیری


 
 
فراری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢
 

فــــــراریـــمــ

از روزهای نفس کشیدن بی ” تــــــــو  

رمیــــده ام از خــویــش

و چه مَفــری گرمتــر از آغــوش ” تــــــــو  

... کاش همیشه بـگــــریـــــزم

 


 
 
چشمانت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٢
 

چشمانت را هر روز ،

می شود توی آینه ای تماشا کرد ،

که آغاز خیال بافی من است که

تمام بهشتش خلاصه می شود ،

در زلال آن...

 

زیبایی چشمان انسان


 
 
بهانه زندگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢
 

نـفـــس ،

شـایــد دلیلی بــــاشد

بـــرای زنــدگی ،

امـــا بــی شــک

” تــــــــو  

بــهـانـــه آنـــــی...

 


 
 
اعلام حضور
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٢
 

یه وقتایی لازم نیست ،

حرفی زده بشه بین دو نفر

همین که دستت رو آروم بگیره

و یه فشار کوچیک بده..

این یعنی من هستم تا آخرش.....

همین کافیه !...

 


 
 
معجزه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢
 

 خوب من !..

صدرنشین و جاودانه شدنت 

در اقلیم دل

برایم هیچ عجیب نیست 

 در دلی که نظرگاه رب است

جز بهترین را مگر می توان پیمانه کرد ؟!

و برای توصیف ” تــــــــو  

بهترین و ساده ترین کلام است

 اما..   با هیچ فرمولی

به یک باره آمدن و رخ نمودنت

جلوه گری ، دلربایی و فریبایی ات

محاسبه شدنی نیست ..

 

توضیح ، تنها یک کلمه است

با  پنج حرف .....

ا _ ع _  ج  _ ا _ ز 

 

LOVE IS www.yasgroup.ir 21 عکسهای زیبا و عاشقانه ....love is   سری 3


 
 
آلزایمر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢
 

نمی دانم..

چرا عادت فراموش کاری ام

شامل :

” تــــــــو یکی نمی شود!!...

 


 
 
معنای عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢
 

ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻋﺸﻖ

ﺍﺳﻢ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ

ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺍﺯ

ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﺩﻧﺶ

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ...

 


 
 
مرد بودن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٢
 

من مَردَم

خشن و زُمُخت و مَردانه

و اینکه در اوج عصبانیتم

با صدای زنانه ات اسمم را صدا میزنی

و جز " جانم " چیز دیگری نمی توانم بگویم

به من ثابت می کند

مرد بودن چقدر سخت است...

 


 
 
دارو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٢
 

مُسَکنی می خواهم

مثل آغوش ” تــــــــو

سرم را در آغوش بگیر

این درد لعنتی امانم را بریده است

هیچ آرام بخشی اثر نمی کند

” تــــــــو

دوای تمام دردهایم شده ایــ...

 


 
 
یک و همه چیز
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٢
 

یک نصیحت : مواظب خودت باش

یک خواهش : هیچ وقت عوض نشو

یک آرزو : فراموشم نکن

یک دروغ : دوستت ندارم

یک حقیقت : دلم برات تنگ شده

و یک رؤیا : ” تــــــــو رو تا ابد داشتنـ...

 

 


 
 
عاشق بی کفش
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٢
 

پا برهنه

" ‌‌‌دوستت دارم "

که نگی

یه ریگی تو کفشمه !!!...

 


 
 
تو یعنی بهار
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٢
 

پاییز یا زمستان چه تفاوتی دارد ؟

عشق مهربونم 

حضورت ،

صدایت ،

نفس هایت

و گرمی دستانت 

بهاری می کند ،

سرزمین قلب مرا...

 


 
 
خواب ها
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ اسفند ۱۳٩٢
 

هیچ رویایی

به پای بیداریم

با ” تــــــــو نمی رسد

خوابها فقط

خودشان را اذیت می کنند!...

 


 
 
فصل پنجم شعرهایم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٢
 

عزیـز کرده شعرهایــم

خواستـم بگویـم ” بی تو  …”

نفس شعر بنـــد آمد !

من که دیگــر

جـای خود دارم…

 


 
 
عاشق زمستان
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٢
 

عاشق اینم که

ببینمت در زمستان

که آرام راه می روی !

و گونه هایت از سرما سرخ شده استـ..

سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو برده ای

و دست هایمان در جیبم به هم گره شده

و معصومانه به زمین خیره ای

چقدر دوست داشتنی شده ای

حرفم را پس می گیرم..

من عاشق زمستان نیستم ،

عـــــــــــــــاشق توامــ....

 


 
 
دنیای کنار تــو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٢
 

” تــــــــو

که کنار خودت نیستی

نمی دانی

کنارت بودن

چه دنیایی دارد!...

 


 
 
دولت دموکرات
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٢
 

قـــلب منــ..

دموکراتیــک ترین دولت دنیاسـت..

آنقدر که ” تــــــــو را نیز ،

همچون خودم

از ته دل دوسـت می دارد...

 


 
 
عبور عاشقانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٢
 

کفشهایت نُت می نویسند ،

روی خطوط لال پیاده رو ،

با سکوتی بین هر گام که زمین را نگران می کند..

تمام خیابان انگشت به دهان ایستاده اند ،

حتی گنجشک ها میخکوب می شوند ،

وقتی که سمفونی عبور ” تــــــــو جاریست...

 


 
 
فال قهوه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٢
 

 ” تــــــــو

باور نداری این حرف ها را !

و گرنه من سالهاست

برای آنکه در فال ” تــــــــو باشم ،

در قهوه ” تــــــــو غرق شده ام...

 


 
 
نظر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢
 

گفــتن

 “ دوستــــت دارم ”

نظر لــــطــــــفـــمــ نبود !!

نظرِ دِلـــــــمــ بود…

 


 
 
نوشتن تو ، خواندن من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٢
 

مى نویسى آرامش ،

مى خوانم چشمان ” تــــــــو

مى نویسى زندگى ،

مى خوانم نفس هاى ” تــــــــو

مى نویسى محبت ،

مى خوانم دستان گرم و با احساس ” تــــــــو

مى نویسى عشق ،

مى خوانم ” تــــــــو ...

 


 
 
زندانی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٢
 

مرا حبس کن

در آغوشت

من برای حصار بازوان ” تــــــــو

مجرم ترین زندانی امــ...

 


 
 
شاهرگ
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٢
 

شاهرگم

قید توست ،

بزنمــ..

میمیرم

 


 
 
آفتابگردان
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٢
 

این قدر دلبرانه

میان دشت قدم نزن 

بگذار خورشید

حواسش به آفتابگردان ها باشد...

 


 
 
سکسکه عاشقانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٢
 

یادت باشد ،

سکسکه ام که گرفت..

مرا بترسانی ؛

ولی دستم را رها نکنی

آنوقت ،

نفسم بند می آید

 


 
 
کوچه های عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳٩٢
 

هم قدم شب می شوم

و کوچه هایی را ،

که از عشق

تنها دست خطی دارد

می پیمایم..

و بر دیوار 

دستی می آید ،

به نوازش

 ” تــــــــو

 


 
 
رویای عسلی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٢
 

تمام طعم لـــذت

با ” تــــــــو معنی می شود

وقتی تعبیر عسل ترین رؤیا

آغوش ” تــــــــو باشد...