زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

دلیل بهار من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

پاییز یا زمستان چه تفاوتی دارد ؟

حضورت ، صدایت ، نفس‌هایت

و گرمی دستانت

بهاری می‌کند سرزمین مرا ...

 


 
 
آغاز زندگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

هــنـوز در مَـــن

کــوچــه‌هایی است که با " تـــــــــو " نگشته‌ام

ســفـرهــایی است که با " تـــــــــو " نــرفـته‌ام

روزهــــــایــی است که با " تـــــــــو " آرام نیافته‌ام

عاشقانه‌هایی است که با " تـــــــــو " نگفته‌ام

می‌بینی چــقـدر بـــــــــــا " تـــــــــو " کـار دارم

بــــا مـــن بمان ..

هرچند از با هم بودنمان سال‌هاست که می‌گذرد

ولی احساس میکنم در ابتدای راه عاشقی هستم

پس کماکان با من بمان ...

 

سالگرد ازدواجمان مبارک


 
 
احساس
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٥
 

مرد که باشی 

وقتی دست زنی را عاشقانه می‌گیری

تازه می‌فهمی مرد بودن را باید

میان دستان ظریف زن احساس کرد ...

 


 
 
فالگیری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ بهمن ۱۳٩٥
 

خــــﻂ ﻋﻤــﺮﻡ ﮐــــــﻒ ﺩﺳـــﺖ‌ﻫـﺎﻳـﻢ ﻧﻴﺴـــﺖ

به ﻓـﺎﻟﮕﻴــﺮ ﺑﮕــﻮ :

رَدِّ پاهای

" تـــــــــو " ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨـــﺪ ...

 


 
 
بوی ناب عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٥
 

این عطر را

که به تنت می‌زنی

موسیقی آرامی است

با امضای خاص " تـــــــــو "

که جَعلَش محال است

عطر وجودت همه وجودم ...

 


 
 
هیچکاره
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ دی ۱۳٩٥
 

امــــروز

حرف‌هایم آنقدر شیرین است

که فکر میکنم

در دهان من

تو لب وا کرده‌ای !...

 


 
 
شاعر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٥
 

کلماتم را

در جوی سحر می‌شویم

لحظه‌هایم را

در روشنی باران‌ها

تا برای تو شعری بسرایم، روشن

تا که بی‌دغدغه بی ‌ابهام

سخنانم را

در حضور باد

این سالک دشت و هامون

با " تـــــــــو " بی‌پرده بگویم

که " تـــــــــو " را

دوست می‌دارم تا مرز جنون ...

 


 
 
کانسر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٥
 

تمام دکترها جوابم کرده‌اند

عجب سرطان بدخیمی است ،

دوست داشتنت ...

 


 
 
عبور
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٥
 

مرا دوست بدار

به سانِ گذر از یک سمت خیابان

به سمتی دیگر

اول به من نگاه کن

بعد به من نگاه کن

بعد باز هم مرا نگاه کن ...

 


 
 
هوای هم رو داشتن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٥
 

قلب من و " تـــــــــو "

یکی است ..

حقیقت من و " تـــــــــو "

یکی است ..

حس من و " تـــــــــو "

یکی است ..

و راز ماندگاری عشقمان

همین اعتماد میان من و توست

نه کندوکاو در رازهای یکدیگر ...

 


 
 
علت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ شهریور ۱۳٩٥
 

بــــــــــــــدان

که بی دلیل‌تر از تمام دلیل‌ها ،

دوستت دارم 

که دوست داشتن را دلیلی نیست ...

 


 
 
مدیریت بُحران
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٥
 

آشوب جـهان

و جَنگ دنیـا به کنـار

بُحـران ندیدن " تـــــــــو " 

را من چه کـنم ؟!...

 


 
 
بازنده
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳٩٥
 

من از قبل “ باخته ” بودم

مچ انداختن

بهانه‌ای بود ؛

برای گرفتن دوباره‌ی

دست " تـــــــــو " ...

 


 
 
خوشبختی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥
 

آنقدر دوستت دارم

که

پروانه‌ها گیج میشوند

گل‌ها تعجب می‌کنند

و باران

دلش آب می‌افتد ...

 

تولدت مبارک عزیزم


 
 
دل مسافر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥
 

وقتی لباس هم به تنِ آدمی تنگ می‌شود ..

پس حق بده

به منِ مسافر

که این دل کوچک

برای " تـــــــــو " ...

 


 
 
بالندگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٥
 

تمام ترانه‌هایم تَــرنُــم یاد توست

و تمام نفس‌هایم خلاصه در نفس‌های توست

ای زُلال‌تر از باران

و پــاک‌تر از آیینه ؛

به وجود پُــر مهر " تـــــــــو " می‌بالم ...

 


 
 
تعطیل رسمی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥
 

صندلی

کنار صندلی‌ام بگذار  

همنشینی با " تـــــــــو "

یعنی تعطیلی رسمی تمام دردها …

 


 
 
معامله
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥
 

لحظه‌هایم مـــال تــو

بـه قیمت صـفر " تومان "

 همین که " تـــــــــو "

کنـــار " مـن " باشی ...

 



 
 
بهانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥
 

بهانه هم اگر می‌گیری

بهانه‌ی مــرا بـگیــر !

من تمام خواستن را وجب کرده‌ام

هیچکس ..

هیچکس به اندازه‌ی من

عاشق " تـــــــــو "

و بهانه‌هایت نیست …!

 


 
 
نظم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٥
 

تنهایی همین است

تکرار نامنظم من بی " تـــــــــو "

بی آنکه بدانی

برای " تـــــــــو " نفس می‌کشم ...

 


 
 
سهم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٥
 

مـــــــرا

در آغوشت بگیر

زیرا تنها آغوش تو

در این دنیا سهم من است ...

 


 
 
دست
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٥
 

بگذار زمانه

ﺍﺯ ﺣِﺴﺎﺩﺕ ﺑـﺘﺮﮐـﺪ

انگـﺸﺘﺎﻥ ﻣـﻦ

ﭼــﻪ ﺑــﻪ ﺍﻧـﮕﺸـﺘﺎﻥ 

" تـــــــــو " ﻣـﯽ‌ﺁﯾﻨد ...

 


 
 
زرگرشناس
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٥
 

فقط تاریکی می‌داند

ماه چقدر روشن است ..

فقط خاک می‌داند

دست‌های آب، چقدر مهربان است !

معنی دقیق نان را

فقط آدم گرسنه می‌داند

و فقط چشم‌های من می‌دانند

که " تـــــــــو " چقدر زیبایی !...

 


 
 
نقش آفرینی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٥
 

خنده‌های " تـــــــــو "

کودکی‌ام را به من می‌بخشد ..

آغوش " تـــــــــو "

آرامشی بهشتی ..

و دست‌های " تـــــــــو "

اعتمادی که به انسان دارم ..

چقدر از نداشتنت می‌ترسم ...

 


 
 
عاشقی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ خرداد ۱۳٩٥
 

آنگونه عاشقم

که حرمت مجنون را احساس می‌کنم

آنگونه عاشقم

که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم

آنگونه عاشقم

که هر نفسم شعر است

زیبای من

چشم تو شعر ،

چشم تو شاعر است

من دزد شعرهای چشم تو هستم ...

 


 
 
علت جُنون
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٥
 

فقط چشم‌هایت را ببند و نفس بکش

لمس نفس‌هایت ضربان قلبم را

به شماره می‌اندازد

" تـــــــــو "

آرام آرام نفس بکش

من لحظه لحظه دیوانه‌ات شوم ...

 


 
 
اعتماد
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

در صورتت آرامشی است ..

که می‌توانم ،

تمام کلمات را

به امانت بسپارم ...

 


 
 
التماس دعا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

برای من که در سفرم

دعــــــــا کُـن !

اجابتش مهم نیست

نیاز به آرامشی است

که بدانم " تـــــــــو " 

به یــــــــاد منی ...

 


 
 
معجزه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

شادیهای کوچک

دل گرمیهای بزرگ میدهند

مثل لبخند

" تـــــــــو "

وقتی که در را برایم باز می‌کنی ...

 


 
 
سرشماری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٥
 

" تـــــــــو " به تنهایی

برایم یک جمعیتی

به تنهایی یک شهری

یک کشوری

و من به اندازه‌ی چند میلیون نفر

به " تـــــــــو " وابسته‌ام !

بودنت را دوست دارم ..

وادارم می‌کنی که به هیچکس فکر نکنم

جز " تـــــــــو " ...

 


 
 
مزه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

تنها چیزی که

طعمش هیچ وقت عوض نمی‌شود ،

دوست داشتن توست !!

همیشه شیرین و دلچسب ...

 

 

سالگرد ازدواجمان مبارک و یادش بخیر


 
 
دارو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ فروردین ۱۳٩٥
 

یه چیزی هست به اسم آغوش

دوای هر دردیه

اون دوا رو هم فقط

" تـــــــــو " داری ...

 


 
 
حرف راست
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٥
 

می‌گویند

آدمی فقط یک بار عاشق می‌شود

دروغ است ، دروغ

هرگز باور نکن

من اول هر روز ، دوباره 

عاشقت می شوم ... 

 


 
 
سال نو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٤
 

نوروز پیام آور مهر است

که مرا وا می‌دارد

تنها به خاطر " تـــــــــو "

دوست داشتن را یاد بگیرم

و تبسم شیرین عشق

گوشه‌ای از نگاه خداست ،

پس در آستانه سال نو

تنها به نگاه او می‌سپارمت !!...

 

 

سال نو مبارک


 
 
توصیف
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳٩٤
 

من چگونه آنچه دیدم را

بگنجانم به شعر ؟

وصف زیبایی " تـــــــــو "

در حد این نوشتار نیست !...

 

 


 
 
اتفاق زیبا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٤
 

زیباترین اتفاق صبح

اون لحظه‌ای است ،

که چشم باز می‌کنم

و بین تاریکی و روشنایی ،

حضورت را حس می‌کنم ..

آهسته دستانت را لمس می‌کنم ،

سپس نفسی می‌کشم و با خودم می‌گویم :

بیشتر از همه دنیا دوستت دارم و عاشقتم ...

 


 
 
تیتر خبر زندگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٤
 

آغوشـت ،

می‌تواند قشنگ‌ترین

سر خط خبرها باشد !!

وقتی " تـــــــــو " می‌توانی

قشنگ‌ترین تیتر زندگی من باشی ...

دونفره لب دریا


 
 
کُــوکــــــ
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩٤
 

انگار

نبض جهان را

در دست می‌گیرم ..

وقتی هر صبح

با صدای قلبی که

برای من کوک کرده‌ای

بیدار می‌شوم ...

 


 
 
اثر نگاهت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٤
 

برای آسمان قلبم ، 

خورشید نگاهت کافیست ..

 ابرها زود گُـذرنـــد ..

 بـــاران ،

 هدیه تحمل " تـــــــــو "

 و گــرمـــــا ،

 ارمغان دیدارت است ...

  عاشق ها


 
 
عُمر مازاد
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٤
 

صدایت که کردم ..

جانم گفتی !

مانده‌ام با این صد سالی

که به عمرم اضافه شد ،

چه کنم !؟!...

 


 
 
معتاد
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٤
 

اعتیاد هم

دلیل زیبایی است برای مُردن

وقتی که ،

تزریق هوای " تـــــــــو " باشد ...

 


 
 
جنگ جهانی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٤
 

چشمان تو بی سُرمه ،

خودش جنگ جهانی است !!

وقتی پُر باروت و فشنگی چه بگویم ؟!...

 


 
 
توقع کم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ بهمن ۱۳٩٤
 

من از تمام آسمان ،

یک باران می‌خواهم ..

از تمام زمین یک خیابان را

و از تمام 

" تـــــــــو "

یک دست که قفل شود

در دست من ...

 


 
 
باد
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٤
 

اگر موهایت نبود

باد را

چگونه نقاشی می‌کردم !؟...

 


 
 
خیال همیشگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳٩٤
 

می‌دانی ،

چند بار از فکر من گذشتی ؟

فقط یک بار !..

چون دیگر هرگز از خیالم نرفتی ...

 


 
 
بی نیاز
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳٩٤
 

آســــــــمان را مـــرخــص می‌کنم

دیگر به هــوا هم نیـــازی نـــدارم  !!!

" تـــــــــو "

خودتـــــــــــــ را ..

مٍثلٍ آســــمان

مِثلِ هــــــــوا

مٍثل نـــــــــور

پهن کرده‌ای روی همه لــحــظه‌های من ...

 


 
 
قالیباف
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٤
 

برای دل بستن

باید دلت را به دلش گره بزنی

یکی رو

یکی زیر

مادربزرگم می‌گفت :

قالی دستبافت مرگ ندارد …

 


 
 
حسادت خورشید
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٤
 

با هم که قدم می‌زنیم

حسودی‌اش می‌شود، آفتاب !!

 نه که هیچگاه ،

قدم نزده است با ماه ...

 


 
 
الهه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳٩٤
 

به رسم شیدایی

می‌خـــوانــمتــــــــ

بگذار همه بدانند ،

هنوز الهه عشقی هست ...

 


 
 
زمستان سرد
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ۱۳٩٤
 

جـــــز آغـــوش

" تـــــــــو "

هیچ خورشــــیدی

از پسِ این زمســتان بر نمی آیــــد !...

 


 
 
دیوان شعر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٤
 

کــار مـن نیــست بـــانــو !

بـــرایِ خــلق دیــوانــی دیـــگر  ..

حــافــظ را میــخـواهــد ، 

چــشمـانــت !!!...

 


 
 
طلوع
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ دی ۱۳٩٤
 

فرقی ندارد

چه ساعت از شبانه روز باشد ؛

صدایت را که می‌شنوم

خورشید در دلم طلوع می‌کند ...!!!

 


 
 
رویا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٤
 

چه لذت‌بخش است ..

آنگاه که به خانه می‌روی

در را باز می‌کند

نگاهش می‌کنی

در آغوش می‌گیردت

گونه‌ات را می‌بوسد ..

مثلِ یک دوست

مثلِ یک رفیق قدیمی

مثل یک عاشق ..

وارد خانه می‌شوی

هجومِ هوایِ آغشته به نفس‌هایش

نفست را به شماره می‌اندازد

کنارت می‌نشیند

چشم از تو بر نمی‌دارد

این یعنی اینکه تو را می‌خواهد

می‌فهمی ،

و از اینکه قلبت آرام بر جای خودش باقیست 

تعجب می‌کنی

و این زندگی

چه لذت‌بخش است ...

 


 
 
تعبیر خواب
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳٩٤
 

تمام طعم لذت

با " تـــــــــو " معنی میشود ،

وقتی تعبیر عسل‌ترین رویا

آغوش تو باشد ...

 


 
 
پنجره
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ۱۳٩٤
 

چه بگذری و بیایی

چه رد شوی ، بروی

تمام پنجـره‌ها نه !

تمام منظـره‌ها

حواسْ پَرت ِ تو اَند ...

 


 
 
عاشق آلزایمری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ دی ۱۳٩٤
 

اگه فراموشی هم داشتم

هر روز باز عاشق

" تـــــــــو " میشدم

هر روز بهتر و بیشتر

و عاشقانه‌تر از دیروز …

 


 
 
شال گردن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳٩٤
 

دستانت را دور گردنم حلقه کن بانو ..

این دوست داشتنی‌ترین

شال گردن شب‌های سرد من است ؛

باور کن …

 


 
 
یلدای عاشقانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٤
 

بـــــــیــــا ..

هر چه از روشنی و سرخی داریم، برداریم ..

کنار هم بنشینیم و بگذاریم

که عشق‌مان سدی باشد

در برابر تاریکی‌ها

یلدایمان رویایی ..

روزهایمان پر فروغ ..

شب‌هایمان ستاره باران ...

 


 
 
عشق یعنی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٤
 

عشق یعنی خاطرات بی غبار

                    دفتری از شعر و از عطر بهار

عشق یعنی یک تمنا ، یک نیاز

                    زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی چشم خیس مست او

                    زیر باران دست من در دست او

 

 


 
 
تقویم دل
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٤
 

تقویم دل من

نسبتی با تقویم‌های جهان ندارد ..

میانِ برگ‌ریزان خزان ،

وسط چله‌ی زمستان هم ،

می‌بینی نوشته‌اند بهار !

آن لحظه که " تـــــــــو "

خندیدی ...

 


 
 
سنگفرش
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٤
 

آنــــکــــــــه

قلـــب خاکـــــی‌اش را

سنگفرش قدم‌هایت می‌کند ..

… “ منـــــم ” …

 


 
 
معامله
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٤
 

نم نم عشقت را

با دریای محبت دیگران عوض نمی کنم،

حتی اگر در طوفان غمت بمیرم ...

 


 
 
مختصر و مفید
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٤
 

میخواهمت ..

این خلاصه‌ی

تمام حرف‌های عاشقانه دنیاست ...

 


 
 
هوای بی تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٤
 

نمی‌دانم !!

چرا وقتی دلم هوایت را می‌کند.

نفس کشیدن فراموشم می‌شود.

انگار ،

دلم تاب هوای دیگری را ندارد ...

 


 
 
فریبکاری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ۱۳٩٤
 

بیا باز فریب بخوریم

تو فریب حرف‌های مرا و

من فریب نگاه تو را

مگر زندگی چه می‌خواهد به ما بدهد

که تو از من چشم برداری و

من نگویم

که دوستت دارم ...

 


 
 
کار دل
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳٩٤
 

گاهی نمی‌شود ،

دست از دوست داشتن برداشت ..

حتی وقتی ازش خیلی دلخوری !   ...

.

.

.


 
 
غریق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٤
 

دریا که آغوش " تـــــــــو " باشد

من شــناگری میشوم مُبتدی  !

مـــــرا رهــــا کــن

بـُـگذار غَرق شَوم

در این دریــای پـُـر احســاس ...

 


 
 
راز فصل ها
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ مهر ۱۳٩٤
 

پــاییـــز ؛

آهنگ رنگ رنگ موهایت ..

تـابـستـان ؛

التهاب سرخ لبانت ..

زمـستــان ؛

سپیدی شانه‌های برفی‌ات . .

و بـهـار ؛

قــرار با اطلسی‌ها

در مـردمـک چشمان تـوسـت ...

 


 
 
هوای تنفس
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٤
 

نـمــی‌دانــــــــــــمــ...

چرا وقتی دلمـــ هوایتــــ را می‌کند.

نفس کشیدن فراموشمـــ می‌شود.

انــگـار دلمـــ تاب هوای دیگری را ندارد ...

 


 
 
آبروی عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٤
 

بیا با هم هر روز عشق را زندگی کنیم

یادمان نرود طعم نگاه‌های ترمان.. 

بیا هر روز که بیدار می‌شویم ..

پنجره دل را بگشاییم 

فریاد بزنیم: 

ای عشق سلام!!!! 

روزت بخیر!!!! 

بیا اجازه ندهیم عادت بیاید توی روزگارمان 

جا خوش کند و بخندد همچنان به ما 

زندگی را تکرار نکنیم 

زندگی را زندگی کنیم بی بهانه!! 

هر صبح آغاز شویم دوباره عاشق شویم 

من عاشق " تـــــــــو " باشم

 " تـــــــــو " عاشق من 

بیا آبروی عشق باشیم...!! 

 


 
 
طلبکار
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳٩٤
 

ما بدهکاریم به یکدیگر

و به تمام ” دوستت دارم” های ناگفته‌ای

که پشت دیوار غرورمان ماند

و آنها را بلعیدیم

تا نشان دهیم که منطقی هستیم ...

 


 
 
خیال عاشقانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٤
 

بـــاز هم خـــیال " تـــــــــو "

مــــــــــــــــــر ا ،

بـــــــــــرداشت !!  

کــــــــجا مـــــی‌برد ،

نـمــی‌دانـــــــــمــــ ...

 


 
 
تشیع عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٤
 

سخـت اسـت

تشییــع عشق روی شانه‌های فـرامـوشی

وقـتی مـیدانی پـنجشـنبـه‌ای نـیست

تا رهگذری بر بـی کـسی‌ات فاتـحه بخـواند !!...

 


 
 
با تو ، برای تو ، بیاد تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳٩٤
 

می‌خواهم از " تـــــــــو " بنویسم

برای " تـــــــــو " که در تمام لحظاتم وجود داری

 " تـــــــــو " با من هستی در حالی که در کنارم نیستی ..

 " تـــــــــو " با منی چون در قلب منی

قلبم را با دنیا عوض نمی‌کنم.

چون " تـــــــــو " در آنی ،

و من تنها " تـــــــــو " را دوست دارم …

 


 
 
سرگردان
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٤
 

وقتی " تـــــــــو " نیستی ،

هراسی در دلم می‌افتد ..

همانند مادر لالی

که کودکش را در انبوه جمعیت گم کرده است !...

 


 
 
پازل دلم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٤
 

امــروز مــی‌چـیــدَم

پــازل‌های دِلــــم را

دیــدَم کــامِـل نـمی‌شــوَد ،

بـی یـــادِ " تـــــــــو " ...

 


 
 
گرما و سرما
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٤
 

ﮔﺮﻣـﺎﯾــــﯽ ﺑـﻮﺩﻩ‌ﺍﻡ ﻫﻤﯿﺸـــﻪ

ﻭﻟــــﯽ

ﺑﯿـﻦ ﺧـﻮﺩﻣــــــﺎﻥ ﺑﻤـﺎﻧـﺪ

ﺳـﺮﻣـﺎﯾـــﯽ ﻣﯽ‌ﺷـﻮﻡ

ﻭﻗــﺘـــــﯽ

ﭘــــﺎﯼ ﺁﻏــﻮﺵ " تـــــــــو " ﺩﺭ ﻣـــﯿـــﺎﻥ ﺑــﺎشد ...

 


 
 
اطمینان
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٤
 

" تـــــــــو " کنارم باشی

من عمیق‌تر نفس می‌کشم

که تمام عطر تَنت سهم من باشد !..

" تـــــــــو "  کنارم باشی

حال من خوبِ خوب است ..

خیالت راحت

 من جـز آغوش " تـــــــــو " 

حتی به دیوار هم تکیه نمی‌کنم ...

 


 
 
مُجرم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٤
 

عزیز بودن جُرم نیست ،

امتیازی است

که " تـــــــــو " در قلب من داری

و " خیلی‌ها " ندارند ...

 


 
 
اسپند
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٤
 

ای ثانیه‌ها مرا تب آلود کنید

                 سرتاسر خانه را پر از عود کنید

چشمان حسود کور، عاشق شده‌ام

                 اسپند برای دل من دود کنید ...

 


 
 
دل تک
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳٩٤
 

وقتی دل " تـــــــــو " تـک است

همیشه برنده‌ام

فرقی نمی‌کند " حکـم " چه باشد

" تـــــــــو " همیشه " لازمی " ...

 


 
 
شق القمر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٤
 

من هم می‌توانم شق‌القمر کنم !!

کافی است به ماه بگویم ،

شبیه " تـــــــــو " نیست ...

 


 
 
طرفدار
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ امرداد ۱۳٩٤
 

دوست داشتن دریا ..

آواز خوشِ باران  ..

و هیـــــاهـــوی جنگل ... یک طرف

صبر کن !

اصلاً همه‌ی دنیا یک طرف  !!

 من تا ابد طرفدار تُوام ، دیوااانه ...

 


 
 
صبح تولد
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٤
 

هر صبح تولدی دیگر است

اگر ..

هر لحظه مرا

بوسه‌ای از گونه‌های " تـــــــــو " باشد ...

 

تولدت مبارک همسر عزیزم


 
 
احساس نفس
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٤
 

" تـــــــــو "

سکوت میان کلامم هستی

دیده نمیشوی

ولی من تو را احساس می‌کنم .. 

" تـــــــــو " 

هیاهوی میان قلبم هستی

شنیده نمیشوی

ولی من تو را نفس می‌کشم ...

 


 
 
حس
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ تیر ۱۳٩٤
 

به گیسوانت که دست بزنم ..

حس عجیبی پیدا می‌کنم ..

مثل حس چیدن

خوشه‌های طلایی گندم از مزرعه

همین ...

 


 
 
حرف تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٤
 

حرفت قبول !!

اصلاً هر چه که گفتی قبول !

اما نگو که

عاشق خوبی نبوده‌ام  ...

 


 
 
اشتیاق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤
 

دوستت دارم‌هایت را به کسی نگو ..!

همه را نگهدار برای خودم

من جانم را

برای شنیدنشان کنار گذاشته‌ام !!!...

 


 
 
بی قراری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٤
 

ای آشنا !!

میان خاطرات بی شمارمان

به بودنت ادامه بده

از اولین آغوش ،

هزاران شب هم که بگذرد

باز ستاره بی‌قرار ..

مهتاب بی‌قرار ..

این دل بی‌قرار است ...

 


 
 
خورشید من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٤
 

گــــــــرمــــــــــــا

یعنی نفس‌های " تـــــــــو "

دست‌های " تـــــــــو "

آغـــــــوش " تـــــــــو "

من به خورشید ایمان ندارم …

 


 
 
کار خدا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٤
 

بــــاور کــــن  !

کــــار مــــن نیست ،

کــــار خــــداست  ..

" دلـــــــــــم "

جایــــی میــــان نَفَس هایَتــــــ

گیــــر کــــرده است  ...

 


 
 
آغوش تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٤
 

خـسـتـه‌تـر از آنـم

کـه لـیـوانـی چـای

آرامـَم کُـنـد !!

آغـوشِ گـرم " تـــــــــو " را مـی‌خـواهـم ...

 


 
 
دستهای خالی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

دست و بالم از حرف خالی است ..

هر چه هست تویی

و  " تـــــــــو "

حرف نداری ...

 


 
 
نذر
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

تمام خنده‌هایم را نذر کرده‌ام

تا " تـــــــــو "

همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

عطر دست‌هایت،

دلتنگی‌ام را به باد می‌سپارد ...

 


 
 
زایش عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

از عشق نمی‌نویسم ..

فقط از " تـــــــــو " می‌نویسم.

و عشق ،

خود از کلامم زاده می‌شود ...

 


 
 
ضجه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

یادت باشد ،

روزگارم بی " تـــــــــو "

“ تلخ ” خواهد ‌گذشت ..

مثل ضجه‌های مادر

بر سر قبر جوانش ...

 


 
 
کوچه بن بست
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

دوستت خواهم داشت

و آن سوی دیوار ..

هزار باغ نُو شِکُفته هم که باشد ،

این کوچه عادت کرده است

بُن بست بماند ...

 


 
 
اعتراف
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

خـُـدایــــــــا ..

کــمــی بــیـا جــلــوتــــر

مــی‌خــواهـــم در گُوشــت چــیــزی بــگــویم !

ایـن یـک اعــتـراف اســت

مــن ،

بــی او ..

دوام نمی‌آورم ...

 


 
 
من و بهار
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤
 

بـهـــــار ..

به اُردیبهشت‌اش می‌نازد

و مـــــن ..

به دوست داشتن " تـــــــــو " ...

 


 
 
سرای قلب من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٤
 

هر کس هر جا که دلش می‌خواهد، بایستـــــد !

اما مـــــن ..

به کسی اجازه اینکه به جای " تـــــــــو "

در قلب مــن بنشیند را

نخواهـــــم داد ..

قلـــــــــــــب مــــن ،

فقــــــــط جـــــای  تـــــــــوســـــت