زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

اگه یه روز
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠
 

اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ … خبرم کن …

بهت قول نمیدم که میخندونمت ، ولی می تونم باهات گریه کنم …

اگه یه روز خواستی فرار کنی … حتماً خبرم کن ...

قول نمیدم که ازت بخوام وایسی ، اما می تونم باهات بیام …

اما اگه یه روز سراغم رو گرفتی … و خبری نشد …

سریع به دیدنم بیا … احتمالاً بهت احتیاج دارم