زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

فردا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠
 

دستانم تشنه ی دستان توست

شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم

با تو می مانم

بی آنکه دغدغه های فردا را داشته باشم

زیرا می دانم

فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت