زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

عباس ، مظهر وفاداری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠
 

روز اول بین مردان خدا اجلاس بود

آدم و نوح ، حضرت الیاس بود

صحبت از عشق بود و موضوع آن

تجلیل از مقام حضرت عباس بود

منکران بر دست حیدر ریسمان انداختن

ماجرا میشد تماشایی اگر عباس بود

ای که بستی راه زهرا میان کوچه ها

گردنت را میشکست آنجا اگر عباس بود

در میدان جنگ هیچکس حاضر به جنگ تن به تن نشد

چون آنسوی میدان علمدار حضرت عباس بود

چهار پایان از تن شاه شهیدان رد شدن

با شرف حیوان میدان مرکب عباس بود

ساربان انگشتر خون خدا دزدید و رفت

دست سارق را قلم میکرد اگر عباس بود

ای که زدی آتش به جان حسین با زدن سیلی به دخترش

نعشت را آتش میزد آنجا اگر عباس بود