زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

روز تولد خودم !
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠
 

امروز ، بیست و سوم مردادماه ، روز تولدمه و برگ دیگری از تقویم عمر و زندگیم ورق خورده و صفحات دیگری از دفتر خاطراتم سیاه شدند ، هر چند متولد تابستونم ولی دیوانه وار عاشق پاییز هزار رنگ و خش خش برگ درختان هنگام قدم زدن و نم نم بارون و سوز دلنشین اونم ،  لیک امیدوارم خداوند منٌان این توفیقو بهم بده که یادگاری که در این گنبد دوٌار از خودم بجا میذارم ، نام نیک باشه

روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است