زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

فرشته
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠
 

به یک فرشته گفتم : برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!!

فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!!

به فرشته گفتم : معشوق مرا بوسیدی؟!

فرشته گفت : نه نشد !!

به فرشته گفتم : چرا؟!

فرشته مهربون گفت : دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن

تقدیم به تو عزیز و دوستت دارم