زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

برای کسی ...
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠
 

نگاهت را به کسی بدوز که قلبش برای تو بتپه

چشمانت را با نگاه کسی آشنا کن که زندگی را درک کرده باشه

سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای طپشهای قلبت تو را بشناسه

آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه

لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه

رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه

 چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه

اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کنه