زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

سئوال همیشه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠
 

 گلدسته ات 

کهکشانى است

 که سیاهى شهر را تکذیب مى کند

 پیرامون تو همه چیز بوى ملکوت مى دهد

 کاشى هاى ایوانت

 و این سؤال همیشه

 که چگونه مى توان آسمانها را

 در مربعى کوچک خلاصه کرد

و پنجره فولاد

 التماسهاى گره خورده

 و بغضهایى که پیش پاى تو باز مى شوند