زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

بانوی آب ها و آیینه ها
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ مهر ۱۳٩٠
 

سلام بر تو ، ای بانوی آب‏ها و آیینه‏ها

سلام بر تو ، ای زیباترین مطلع غزل‏های عاشقی

سلام بر تو ، ای که نجابت دست‏ها و کرامت نگاه‏هایت آسمانی است

سلام بر تو ، ای که عطر میلادت ، چون نسیم بهشتی روح نواز مشام دل‏هاست

یا فاطمه معصومه علیهاالسلام ، روز میلاد توست و تو روشنی به ما هدیه می‏دهی و ما با دستانی پر از روشنی از این حُسن باز می‏گردیم ؛ با دل‏هایی که در حوضچه چشمانمان با آب دیده تطهیر شده است.

روز میلاد تو هر روز در ما تکرار می‏شود ، ای تکرار روشنی در روح و روان ما …

مژده باد طلوع تو ای معصومه زکیّه که بارقه شهاب تو

روشنایی دیگر در شب‏های مناجات اهل زمین است …

میلادت مبارک