زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

تقدیم به عشقم که تمام وجودمه...
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠
 

اولین مطلب وبلاگمو برای تبریک تولد کسی می نویسم که خیلی بهش مدیونم .

کسی که خوشبختی من در بودن با اوست و روز تولدش ، تقدیر خوشبختی من است.

کسی که با آمدنش ، عمیق ترین نگاه را از میان چشمان دریایی اش به وصال قلبم نشونده .

کسی که خانه عشقش پناهگاه خستگیهایم شده و فهمیدم الهه عشق بهترین را نصیب من کرده .

کسی که نبض حیاتم بعد از عشق به خداوند برای او می تپه .

کسی که میلادش معراج دستهام ، وقتی که عاشقانه تولدش را شکر میگم .

کسی که بخاطرش تمام وجودم را تو قلبم ، قلبم را تو چشمام ، چشمام را تو زبانم ، خلاصه می کنم تا بگم خدایا شکر و همسر عزیزم روز تولدت مبارک باد

پاینده باشی و پایدار

زیباترین گلهای دنیا تقدیم به تو ، بهترین عشق دنیا