زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

من و سازم
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٠
 

کوله بارم بر دوش

سفری می باید

سفری بی همراه

گم شدن تا ته تنهایی محض

سازکم با من گفت :

هر کجا لرزیدی ،

از سفر ترسیدی ،

تو بگو از ته دل ،

من خدا را دارم ،

من و سازم چندیست

که فقط با اوییم

خدایا این روزها دلم گرفته ،

دلتنگم و خسته ،

خودت عنایت کن !