زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

علت
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ شهریور ۱۳٩٥
 

بــــــــــــــدان

که بی دلیل‌تر از تمام دلیل‌ها ،

دوستت دارم 

که دوست داشتن را دلیلی نیست ...

 


 
 
پرواز
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥
 

من با تو می‌نویسم و می‌خوانم

من با تو راه می‌روم و حرف می‌زنم

وز شوق این محال

- که دستم به دست توست ! -

من، جای راه رفتن ،

پرواز می‌کنم !..

 


 
 
معنای زندگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٥
 

زندگی یعنی

همین که تو باشی

و من دیوانه‌وار دوستت بدارم ...

 


 
 
شغل
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٥
 

ثروتمـندترین انسانم ..

مرخصی ندارد

حتی وقت استراحت ندارد

حقوق و مزایا ندارد

بیمه ندارد

ترفیع و پست و مقام ندارد

استعفا یا اخراج شدن ندارد

بازنشستگی و از کار افتادگی هم ندارد

با این حال

دوست داشتنی‌‌ترین شغل دنیاست ،

عاشق تو بودن ...

 


 
 
آغاز عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٥
 

میﺗﺮﺳﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ

ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ شک ﮐﻨﺪ

ﮐﻪ ﺁﻏﺎﺯِ ﻋﺸﻖ

ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ ﺑﻮﺩﻩ ﯾـﺎ ﺍﺯ ﻣـــﺎ !!...
 


 
 
میلاد حضرت آقا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٥
 

در مدینه بوی گلاب می‏آید ..

دشت پُـر شده است از غزالانی چشم به راه ضامن آهو ،

بر شانه‏ های عرش ،

کبوتران جَلد حرم تکیه زده‌اند ،

و در این سمفونی ملکوتی ،

به سماع عشق ‏نشسته‌اند ...

 

http://yaspic.ir/wp-content/uploads/2013/09/yaspic.ir-wallpaper-emam-reza-15.jpg

 

میلاد خسرو اقلیم توس، حضرت شمس الشموس بر همگان مبارک


 
 
روز تولد
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٥
 

گاهی به آرزوهایم نگاه میکنم ،

تمام روزهایم بی " تـــــــــو " خالی است !!

گاهی نگاه کردن به تقویم هیچ تأثیری ندارد.

وقتی حتی نمی‌دانم امروز چند شنبه است !!

پس دنبال چه می‌گردم؟

روز تولد !!

هر چند روز تولد انسان‌ها در هیچ تقویمی یافت نمی‌شود ،

اما روز تولد شیرین‌ترین بهانه‌ای است

که می‌توان با آن به رنج‌های زندگی هم دل بست !!

ذوباره نگاه می‌کنم :

شنبه همین هفته ..

23 مرداد، روز تولدم

آنرا در قلب‌مان حک می‌کنیم

زیرا تاریخ تولد انسان‌ها فقط ،

در قلب کسانی است که به آنها عشق میورزیم ..

 


 
 
همیشه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٥
 

" تـــــــــو "

را هر لحظه به خاطر می‌آورم

بی هیچ بهانه‌ای

شاید دوست داشتن همین باشد ...

 


 
 
دلیل زندگی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٥
 

زندگی می‌کنم

و برایش دلیل هم دارم

داشــــتـَــنــــــــِ

" تـــــــــو "  …

 


 
 
نسیم دل
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٥
 

اگر نسیمی شانه‌هایت را نوازش کرد ؛

بدان هوای دل من است

که به یادت می‌وزد ..

کلافه کرده‌ای مرا ؛

چرا همیشه لبخندهایت ؛

از نوشته‌های من ، زیباتر است ؟!...

 


 
 
ادامه مطلب
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٥
 

هیس !!!

ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ..

من ﻫﻨﻮﺯ هم

" تـــــــــو " ﺭﺍ

ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ و خیلی زیاد

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ !...

 


 
 
مدیریت بُحران
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٥
 

آشوب جـهان

و جَنگ دنیـا به کنـار

بُحـران ندیدن " تـــــــــو " 

را من چه کـنم ؟!...

 


 
 
بیماری
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٥
 

چشم‌های " تـــــــــو "

یک مَرض مُسری دارند

هر بار نگاه می‌کُنمت ،

تَب می‌کند وجودم  …

 


 
 
ماندن
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ امرداد ۱۳٩٥
 

هیچگاه به بی " تـــــــــو " بودن

عادت نخواهم کرد ..

یا بمان ..

یا ..

یا ندارد ،

فقط بمان ...!!!

 


 
 
بازنده
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳٩٥
 

من از قبل “ باخته ” بودم

مچ انداختن

بهانه‌ای بود ؛

برای گرفتن دوباره‌ی

دست " تـــــــــو " ...

 


 
 
← صفحه بعد