زود دیر میشه ...

من نمی‌نویسم که مُخاطب پیدا کنم .. چون مُخاطبم تویی و می‌دانم ، این جا را می‌خوانی ! .. پس فرصت‌های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

عشق مردانه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٦
 

پُشت حرف‌های یک مرد

پُشت نوازش‌ها،

سرزنش‌ها،

پُشت تمام نگاه‌های معنادارش،

پُشت سکوتش،

پُشت لبخندهای پُــر از رازش،

عشقی است پنهان‌تر از محبت زنانه ...

 


 
 
شرط بندی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ فروردین ۱۳٩٦
 

رویِ من شرط ببند

تمامِ “دل” ها را رد کرده‌ام  

چشم بسته این قمار را می‌بَــرم

دوست داشتنِ " تـــــــــو " دلیل که نه ،

دل می‌خواهد ..

فقط " تـــــــــو " هوایش را داشته باش ،

هوایِ دلم را می‌گویم

منم قول می‌دهم برای " تـــــــــو " باشد

همه‌یِ عاشقی‌اش ...

 


 
 
بهار من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳٩٦
 

به گنجشک‌های ایوان میگویم :

کمی گُل و صد روز بهار

این همه قیل و قال ندارد

آنها هنوز " تـــــــــو "  را ندیده‌اند ...

 


 
 
طلوع بهار
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩٦
 

بهار، طلوعی است برای آغازی دیگر ..

سپیده و لبخند، همراه می‌شوند با بهار ،

با شکوفه‌های مُعطر و غنچه گل‌های رُز ،

دهان باز می‌کنند به آشتی با خوشبختی ..

بهار می‌آیــد ؛

با چمدانی پُـر از شکوفه و لبخند ،

چشم‌هایش، آمیزه خورشید و ابر ؛

و دلش آینه‌بندان سبزه و باران ...

 


نــوروزتـــان مبـــارکـــــــــ بـــــــــــآد


 
 
عطر همه گلها
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥
 

یاس‌ها عطرشان را از بوی تن تو به عاریت می‌گیرند ،

شبنم، گل واژه اشک‌های توست ..

ای شقایق دشتستان صبوری ؛

ای نرگس عشق ؛

تو شمیم گل محمدی و رایحه گل نسترنی ..

مـــــــــــادر ،

تو از همه گل‌ها زیباتر و از همه آنها خوش بوتری ،

در سالروز یاد تو ،

عطر همه گل‌های شکفته نثار وجودت ...

 



 
 
میلاد ریحانة النبی
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٥
 

دریا وسعت آبی روح پاک توست !

نوای تو شکوفه‌های بهاری را به گل مبدل می‌کند

و رودخانه‌ها همه‌ی نوای خوششان را

از نغمه‌ی دلنشین تو می‌گیرند ..

آبروی نمازهایم، تسبیحات توست ؛

سی و سه بار چنگ بر دامان معبود زدن ،

به احترام تو ،

دعایم را مستجاب خواهد کرد ...

 

 

میلاد ریحانة النبی بر همگان مبارک


 
 
حواس
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥
 

حواس شهر

پَرتِ شب عید و بـرف و باران است ..

ولـــــی

حواس من

آغشته به عطر " تـــــــــو " ...

 


 
 
طلوع
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٥
 

هر پنجره‌ای زیباست

اگر " تـــــــــو "

میان قاب آن طلوع کنی ...

 


 
 
جنس خلقت تو
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥
 

هر بار " تـــــــــو " را می‌بینم

دلـــــم

باران بی چتر

می‌خواهد

فکر می‌کنم ،

خدا " تـــــــــو " را 

از آتش آفریده ...

 


 
 
بهشت من
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥
 

هیچ‌ وقت " تـــــــــو " را ترک نمی‌کنم

حتی اگر

توی این دنیا نباشم !

بانوی من

هر وقت

به دوست داشتن فکر می‌کنم

ابدیت

و تمامی شب‌ها

با نام " تـــــــــو "

بر سینه‌ام

سنجاق می‌شود.

می‌دانی؟

می‌دانی از وقتی دلبسته‌ات شدم

همه جا بوی پرتقال

و لبانت

طعم اَنار بهشت می‌دهد؟...

 


 
 
امید
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥
 

" تـــــــــو "

فردایی

همان که قرار است

بخاطرش زنده بمانم ...

 


 
 
گُل عشق
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥
 

نامت را که می‌برم

در گلدان صدایم

نیلوفری وا می‌شود

تا در عطر سادۀ عشق

رؤیایی در من تعبیر شود ...

 


 
 
سفر یار دلآرام
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٥
 

عاقبت غائله خوابید و دل آرام گرفت ! 

شهر از شیر خدا یار دلآرام گرفت

 

 

 شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت


 
 
دیووُنه
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٥
 

دیووُنه‌ی، چِشمای مِشکیتم

دیووُنگی هم عالمی دارِه

 

چِشمای " تـــــــــو "، اُفتاده بِه جُونم

دست از سر من بَر نمیداره

 

دور از " تـــــــــو " قلبم خیلی آشوبِه

بُودن کِنارت خیلی جَذابه

 

اوُنقَدِ ماهی که شَبا مَهتاب

وقتی " تـــــــــو " میخوابی نِمیتابه ...

 

 


 
 
رویا
نویسنده : بنده ناچیز خدا - ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ اسفند ۱۳٩٥
 

خواب‌ها تمام می‌شوند

" تـــــــــو "

امّا رؤیای بی اننهای منی ...

 


 
 
← صفحه بعد